تو اين شبا يه حال و هواي ديگه اي دارم وقتي ياده مظلوميت شهداي كربلا مي افتم يا زماني كه نام مقدس امام
حسين (ع)
بر زبانها جاري ميشه ناخودآگاه اشكهاي داغم بر روي گونه هاي سردم فرو میریزه وفارغ از غمهاي اين دنياي
فاني ميشم
ديشب نميخواستم مامانمو تنها بذارم براي همين گفتم كه هيئت نميرم، آخه مامانم تازه از بيمارستان مرخص شده
و احتياج به مراقبت داره. ديشب تلوزيون مراسم عذاداريه چيذر رو نشون ميداد كه مداحش آقاي كريمي بود،منم
كه به غير از كريمي از هيچ مداحي خوشم نمياد براي همين نشستم و هم نواي اونا شدم
راستي چند شب پيشم يك غزل زيبا گفتم![]()
برچسب:
نویسنده: زهرا کوهی